النسفي (مترجم: مجهول)
مقدمه و پيشگفتار 44
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)
يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولَا . ( سورهء 33 / قسمتى از آيهء 66 ) 1 - ترجمه از مقدمهء جواهر القرآن ( ص 45 ) : اى كاشكى اطاعت خداى و رسول داشتيمى . 2 - ( اين ترجمه در بخش گوهر علم و مرواريد عمل نيامده است ) . 3 - ترجمه از تفسير نسفى ( سورهء احزاب ) : گويند اى كاشكى ما طاعت داشتيمى خداى را تعالى و رسول وى را در آن جهان . يا فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ . ( سورهء 7 / آيهء 53 ) 1 - ترجمهء مقدمهء جواهر القرآن ( ص 45 ) : آيا براى ما شفاعتكنندگانى هستند كه در حق ما شفاعت كنند ، يا آنكه ممكن است ما را باز به دنيا برندى تا كارى كنيمى ، بجز از آن كار كه كرديم . 2 - ( اين ترجمه در بخش گوهر علم و مرواريد عمل نيامده است ) 3 - ترجمه از تفسير نسفى ( سورهء اعراف ) أهيند ما را امروز شفيعان ، تا ما را شفاعت كنند ايشان ؛ يا بازبرده شويم بدان جهان ، تا جز آن كنيم كه مىكرديم از كفر و عصيان . ( آيهء « يا لَيْتَنا . . . » و « فَهَلْ لَنا . . . » و چند آيهء ديگر كه در صفحهء 45 و 46 مقدمهء جواهر القرآن ، آمده است ، در بخش گوهر علم و مرواريد عمل نياورده ، لذا ما ترجمهء برخى از آن را فقط با تفسير نسفى مقايسه كرديم تا معلوم شود كه مترجم كتاب غزّالى نمىتواند نسفى باشد ) د - از مقايسهء ترجمهء « گوهر علم و مرواريد عمل » با ترجمهء تفسير نسفى چنين بر مىآيد كه در بسيارى موارد و ترجمه عين يكديگرند ، و گاهى نيز مىبينيم كه در ترجمهء كتاب غزّالى كمى تغيير داده شده است و شايد اين تغيير از اين جهت صورت گرفته است تا گمان نرود اين ترجمه از تفسير نسفى اقتباس شده است و يا ممكن است كه بعضى از آن تغييرات مربوط به اختلاف نسخه باشد ، مانند اين شواهد : از سورهء اسراء 17 آيهء 23 مرواريد عمل ص 203 : و واجب گردانيد پروردگار تو كه جز او كسى را نپرستيد ، و با پدر و مادر نيكى كنيد . اگر به پيرى برسد نزد تو ، يكى از ايشان يا هر دو ، تو ايشان را افّ مگو ، و روى ترش مكن ، و دل ايشان را به درد مياور از گفتوگو ، و ايشان را سخن گرم گوى ، و به آواز نرم گوى . از ترجمهء تفسير نسفى همان سوره : و واجب گردانيد پروردگار تو كه جز وى را نپرستيت ، و با پدر و مادر نيكوئى كنيت ؛ اگر به پيرى رسد به نزد تو ، يكى از ايشان يا هر دو ؛ تو مر ايشان را افّ مگو ، و مر ايشان را سرد مكن و دل ايشان را به درد مكن از گفتوگو ؛ و مر ايشان را گرم گوى ، و به آواز نرم گوى .